پیچاندن

 

یکی سرپیچ دارد دیگری پیچ

و من پیچیده پیچی پرخم و پیچ

جهان محو معماهای هستی

من بیچاره محو پیچش پیچ

چنان غرقم درین پیچیدگی ها

که هر کور و کچل میخواندم گیچ

"تو مو می بینی و من پیچش مو"

نه یک پیچش که باشد پیچ در پیچ

تو دریاهای بی ساحل ولی من

دوصد دریا به دور ساحل پیچ

تمام مردم دنیا بگردند

به دور نقطه یی خالیتر از هیچ

الهی در جهان هرگز نگردان

کسی را همچونان سرپیچ بی پیچ

ندارم چون دوای پیچش دل

برایم نسخه های کاغذی پیچ

کاپی رایت وطنی

  

زمانهای قدیم و ندیم، مثلاَ همی چند سال پیش در پاکستان عزیز که علاوه بر مهاجر بودن چوکی نشین مکتب هم بودیم و چپ و راست بنابر امیال شخصی و جاذبه های دیدنی از مکتبی به مکتب دیگر کوچ میکردیم. در مهاجرت علاوه بر دیگر مشکلات و فیس نه چندان گزاف مکتب که در عالم فقیری و بی سیرم بودن خیلی از گزاف هم گزافتر بود، مشکل دیگری که اکثریت با آن دست به گریبان بودند خریدن همانا کتاب بود و مشکلتر از همه پیدا کردن بعضی از کتابها. اکثر کتابها دارای مهر وزارت معارف افغانستان و کاپی شده در کتابخانه های پشاور، در صفحه اول خود با جمله مبارکه " حق چاپ محفوظ است" مزین بودند. اما گاهگاهی می شد کتابی قرض گرفت و فتوکاپی نمود که البته ارزانتر بود و کاپی کردن از روی نسخه کاپی شده یعنی کاپی کاپی و سوختاندن پدر کاپی رایت و حق چاپ محفوظ است و غیره.

جالبتر از همه اینکه در حال نوشتن متن حاضر به یاد خبری از کتابهای جدید معارف افغانستان شندیم که با هزینه یی گزاف چاپ شده و از کیفیتی فوق العاده وطنی برخوردارند که میتوان گفت صد رحمت به چاپخانه های پشاوری و فتوکاپی های سرکوچه یی. شنیده ام که کاغذهایش از جنس کاغذهای روزنامه ایی است که خوشبختانه قصابهای وطنی از وجود مبارکشان بهره مند می گردند.


و اما بعد... همیشه فکر میکردم حق چاپ محفوظ چاپخانه های پشاوری است و یا اینکه حق چاپ کتابهای فارسی برای افغانان عزیز محفوظ است و مابقی ملت مسلمان نباید کتابهای ما را چاپی کنند. تا اینکه کم کم با بالا رفتن سن، درک من هم از فلسفه جناب کاپی رایت بالا رفت و دانستیم که نخیر، حق چاپ برای کسی که اولین بار زحمت کتاب را کشیده است و یا خرج کتاب کرده است محفوظ است نه همه ی ملت. البته از جایی که مملکت در حال نابسامانی بود و کسی کاپی رایت پاسپورت و قباله ی خانه ی خود را هم نداشت، کاپی رایت کتاب چندان هم مهم نبود.

 با آمدن دولت جدید، پارلمان جدید، کابینه ی جدید و خلاصه همه چیز جدید به افغانستان، امیدهای جدیدی هم تشریف فرما شدند و ملت شهیدپرورمان انتظارات جدیدی پیدا کردند. امروز با گذشت هفت سال و اندی از تمام چیزهای جدید، امیدهایی که در اوایل جدید بودند کهنه و فرسوده شدند اما برآورده نشدند. انتظارات هم به سرنوشت امیدها دچار گردیده به فراموشی سپرده شدند. همه چیز بهتر شد و هیچ چیز بهتر نشد.

چه بلایی به سر حضرت کاپی رایت آمد ما هم نفامیدیم، مگر همی روز قبل خبر خوشی به گوشمان رسید. غوث زلمی و قاری مشتاق به جرم ترجمه و نشر قرآنکریم به بیست سال حبس محکوم شدند و تازه همونجه بود که به یاد حق چاپ محفوظ است افتادیم. البته گناه این دو نفر و مابقی همدستانشان تنها چاپ مجدد نیست، بلکه ترجمه ی قرآن بدون متن عربی آن است. و این نوآوری نه بلکه بی توجهی به حق چاپ است. ملت افغان نیازی به فهم قرآن پاک ندارند. اگر قرار باشد تمام مردم افغانستان معنی قرآن را بدانند و قرآن را به زبانی بخوانند که معنی اش را بدانند، پس چه کسی ملا باشد و برایشان تفسیر دین کند؟

چشمای پر نم تو مه مردم از غم تو

 

 

کرزیا! چشم ترا صدقه که گریان می کند

 هردمی که این ائتلافت خانه ویران می کند

 میزنی بر روی و سر، از سر کله می افگنی

 تا کسی ظلمی بر این خلق پریشان می کند

 غافل از هرچیز دیگر می شوی و غرق اشک

 سبز ابری گوییا رحمت به ناودان می کند

 چشمه ی آب حیاتست آن، نه چشمست کرزیا!

 گر تهیدستی بنوشد کی غم نان می کند؟

 پرفیومیست* از عجایبهای این ویران وطن

 ناز بر عطر خوش پاریس و آلمان می کند

 لرزه می افتد بر اندام مشرف دالخور

 لشکر عزمت چو قصد خانه ی شان می کند

 گر غصب گردی از اقدامات خودسر در وطن

 بوش و پوتین چپلکت را بوسه باران می کند

 جمله عالم ادعا دارد، تو سنگینی چو سنگ

 ماته گوره گفتنت بی مدعاشان می کند

 گر دهی دستور فتح کشوری ای نازنین

 چشمک و ماچت به والله فتح ایران می کند

 سارکوزی** فخر می دارد که در نامش "زی" است

 زان سبب هر شامگه ایفل چراغان می کند

 چون دهی اخطار بر بن لادن و بر یاران او

 ترس سرتاپای شان را بید لرزان می کند

 گر ملا عمر ببیند چشمک پر هیبت ات

 بارها از ترس او تبدیل تنبان می کند

 تا سحر در مدحت ای جان میتوانم سر کنم

 لیک خلقی را همین چند فرد حیران می کند 

چیزی کم ۲۵ اگست ۲۰۰۸، غربت

 

* perfume (گمان نمی کنم کسی در دانستن این واژه کفاره مشکلی داشته باشد) پَرفیوم به فتح پ.

** Nicolas Sarkozy رییس جمهور فرانسه. البته سارکوزی هنگام گفتن zi میشود ولی در نوشته ی فارسی زی دارد.