بدون پی نوشت!!!

دوش گوزیدی به گوشم لیک یادت رفته بود

پیش ازین صدبار دیگر نیز بادت رفته بود

 

پرده ی گوشم گواهی داد در هنگام خواب

زآنچه بر او زان صدای نامرادت رفته بود

 

اوستاد وقت خود بودی ولی از بخت بد

دوش "او"یت مانده بود و سین و تادت رفته بود

 

آنچنان سازی زدی کز جزبه اش مرغ هنر

بهر کشف خویش در عُمق سوادت رفته بود

 

بنده و صد همچو من در انتظار داوری

چون کمربندت گشودی عدل و دادت رفته بود

 

ای هنربند عزیز! ای مند ها در بند تو

مند را آتش زدی دیشب که بادت رفته بود

 

با سخندانی بگفتم زین ستم، خندید و گفت

روح خر جانا مگر اندر نهادت رفته بود؟

 ****** 

 بی هنر گوشی مرا بودی که با تلقین خویش

پیشواز صوت آن چیز گشادت رفته بود

رسانه های فعال و فاعل

بعضی ها گویند وظیفه ی وجدانی هر رسانه ی با وجدان مدیریت فرهنگ و بالا بردن افکار عمومی است. دیگران سخنان ضد و نقیض بیشماری در مورد وظایف رسانه های جمعی ابراز میدارند، اما ما صرفاً بخاطر رعایت عفت کلام با نظر هیچ بنی بشری مخالف نبوده، هر نظری را از بیخ گوش رد میداریم.

عصر حاضر را عصر انقلاب، انفجار، انتحار و غیره ی رسانه ها می نامند و هر رسانه یی بنوبه ی خود سعی در منفجر ساختن اذهان عمومی و خصوصی دارد. به استقبال از جمیع فرموده ها و بدلیل اعمالی که رسانه های تصویری این سرزمین با ذهن مبارک بیننده ی بی روزگار انجام داده اند، عصر حاضر را عصر انفعال رسانه ها می نامیم. قدیم الایام یک عدد بیننده ی چشم پاره با یک تیلفون جمیع کارمندان یک رسانه ی تصویری را مورد نوازش قرارداده، رسانه ی نامبرده را مفعول گردانیده با وقار تمام به تماشا می نشست. اکنون یک رسانه ی تصویری تلویزیون نام با یک عدد کامره ی فیلمبرداری دست هشتم، چندین صد هزار بیننده ی چشم بسته را مورد عنایت قرار داده فاعلانه برنامه پخش میدارد.

قدیمی های با ادب می گفتند فلانی نه از دنیا شد نه از آخرت... بی ادب هایش شیر و شکر بهم آمیخته میگفتند همان فلانی خان نه از دین شد نه از غین. پرداختن به چند سانتیمتر فرق بین دین و غین در شأن یاوه گویی چون ما نیست. همین فرموده ی قدیمی های نازنین، که در هر زمینه حرف دهان پرکنی داشتند، در مورد تلویزیون های وطنی - جهانی ما چنان جور می آید که نیازی به پرحرفی ما نیست.

خدا آن روز را نیاورد که دستتان به تلویزیون بخورد و بجای جست و خیز هنرمندان با استعداد این سرزمین و یا راهنمایی های آموزنده و در آن دنیا مفید ملایان وطنی که هریک بنوبه ی خویش شما را از دنیا و مافیها و اُخرا و مافیهما بیزار میسازند چند عراده گوسفند در حال چریدن را ببینید و ناخواسته آگاه گردید یک عراده گوسفند خارجی ده برابر دو عراده گوسفند وطنی عایدات ناخالص داخلی دارد. حالا این عایدات ناخالص داخلی یک عراده گوسفند چه باشد را رسانه های گوسفندی هم بازگو نخواهند کرد.

در گیر و دار همین رسانه شناسی نامراد نمردیم و سؤالی از گوشه ی چپ ذهنمان ترشح نمود و صد البته در شأن نابغه ی کشف نگردیده یی چون ما نمی باشد بی جوابش بگذاریم.

در صورتیکه که هشت اعشاریه دوازده تقسیم پنج و نیم، ضرب شانزده  اعشاریه صفر دو، مساویست با چهل و هشت. آیا یک پایه شبکه ی وطنی منفی هشتاد و شش برنامه ی آموزش آخرت سازی و چهارصد برنامه ی پخش موسیقی زنده، نیمه جان و مرده، ضرب در بیست ساعت اعلان تجارتی، تقسیم بر نیم ساعت اعلان فوتی مساوی به گذشتن از خیر برنامه سازی خواهد بود؟

با کوشش بی سابقه یی به این نتیجه رسیدیم: هیچکدام از شبکه های وطنی بدون پخش برنامه های نامبرده و تنها با پیچکاری اخبار انتحار و افتتاح به زبانهای مختلف داخلی و خارجی موجب رضایت خاطر ببینندگان متدین موسیقی شناس نخواهند گردید. پس در صورتیکه موسیقی و دین را از شبکه های وطنی بگیرند مجبوراً تلویزیونهای خویش به حراج گذاشته سیاستمدار گردیم.

بیا تا گوسفند ذهن خود را
ازین فرموده ها خرچر نماییم
سمند بادپای هوشمان را
درین پس کوچه ها پنچر نماییم

اگر دیوانه یی دستش خطا رفت
و یا چشمش بسوی ناروا رفت
دو پایش قطح گردانیده با هم
دو گوش غافلش را کر نماییم