روز جهانیدن زن بخیر گذشت؟

دلیلی ندارد باز هم بخاطر تجلیل از ایام جهانی، زمینی و آسمانی مقدمه چینی ها فرموده، زمین را به آسمان بدوزیم و به دستان سخاوتمند جامعه ی جهانی و اوضاع رقت بار جهانی شدن نفرین فرستاده اوقات شریف ملت روزجهانی تجلیل نمای خویش را تلخ نماییم. بهتر است زین پس بجای ابراز تنفر از چنین اوضاعی همرنگ جماعت گردیده در تجلیل ایام خجسته، میمون و فرخنده ای اینچنین از جمله ی رقبای انتخاباتی سبقت گرفته چپ و راست به هر مناسبتی سخنرانی آب و تاب داری بنویسیم تا روزی روزگاری نام اجداد خویش روشن فرموده، خاری هشتاد و دو سانتی متری در چشمان شور استکبار جهانی و جمیع دشمنان قسم خورده ی این ملت فرو بریم.

مردم شریف و تلویزیون بین شفتل آباد علیا اینبار بکوری چشم مردم تنگ نظر و رادیو شنو شفتل آباد سفلا به محض آگاهی از وجود روزی بنام روز جهانی زن دستپاچه گردیده با برگزاری محفلی به همین منظور از این روز خجسته تجلیل بعمل آوردند. در این محفل روحانی که با اشعار شاعر شیرین کلام شفتل آباد، نورعلی شفتل آبادی، پایان یافت مقبول جان استانبولی، بابه صادق قیچ، عرض الدین جگرسوخته و رستم خان زورآبادی در باره ی مقام و جایگاه زن در شفتل آباد داد سخن رانده با تشویق بی سابقه ی سیاه سران چوچه کش، پیچه سفیدان عروس کُش و دختران شوی طلب نه تنها از زحمت سلمانی رفتن که از قیچی فرمودن موهای دماغ نیز معاف گردیدند.

جهت جلوگیری از طویل شدن عرض این گزارش خلاصه ای از سخنان این بزرگان را ثبت دفتر نموده خدمتتان ارائه میداریم.

مقبول جان استانبولی:
اینجانب مقبول جان استانبولی ولد ملا بدرنگ روز جهانی زن گرفتن را به همگی زنان، دختران و جمیع قالی فروشان شفتل آباد تبریک عرض می نمایم. من که در زندگی خویش الحمدالله از برکت دعاهای بی بی جانم، بی بی حاجی شفیقه، هیچ چیزی کم نداشته ام با مرگ همسران عزیز و وفادارم همیشه کمبود زن را احساس کرده و می کنم..... خوشبختانه همین دیروز چهل زن هشتمم پوره گردید و در این روز خجسته آماده ی زن گرفتن می باشم....... روز جهانی زن گرفتن مبارک!

بابه صادق قیچ:
واه واه! واه واه! مه خبر نداشتم که زنهام روز دارن اگه نی ننه ی اولادا ره یگان دفعه پیش ننه ناهید آرایشگر روان می کدم بروتایشه نخ می کد حداقل ده همی روز زن زنها واری معلوم می شد. ننه جانم اولای عاروسیم میگفت ای زنکه آخر تو ره بدبخت میکنه و خدا بیامرزیشه پیش از مرگش می گفت قدر ای دختره بفام که بسیار خدمتمه کده. مه حیران مانده بودم که قدرشه بفامم یا نفامم مگم حالی میفامم که راست می گفت ننه جانم. هر وخت خوب زن باشه و بهانه گیری نکنه قدرشه میفامم. همی حالی که ده خانه شیشته و بری مهمانی امشو اندیوالا کچالو پوست میکنه...
 
در همین اثنا بانوی محترمی از جای خویش برخواسته فریاد بر آوردند که:

  -
پدر لعنت قیچ چرا طرف مه سیل می کنی؟
  -
همشیره کجا طرف تو سیل کدیم. مه خو چت ره سیل دارم.
  -
کور شوی! بیادر بی چشمت او روز طرف مه سیل داشت زدمش گفت بالا ره سیل می کنم. حالی که تو بالا ره سیل میکنی مالوم دار است که مره سیل میکنی.

ادامه ی سخنرانی بابه صادق بدلیل بدحجابی کلام این بانوی محترمه ی مکرمه غیرقابل چاپ بوده از اوراق آرشیف پاک پردید. الحق که این ضعیفه از آن علیا مخدره هایی بود که نگاه نکردنش گناهست و نگاه کردنش سزاوار نفرین. در لابلای چشم چرانی های نگارنده متن هذا، عرایض محترم عرض الدین جگرسوخته نیز از نظر افتاده مفقود الاثر گردیدند که مطمئن هستیم ملت عزیزمان چنین بازیگوشی هایی بر ما می بخشایند.


رستم خان زورآبادی:
برادرای زورآور! خواهران چپلک پران! مام به نوبت خود روز زن جهانی ره از صمیم شکم به شما تبریک می گم. همی پیشتر متوجه شدم که رفیقک ما مقبول جان ده سخنرانی خود هر دفعه که زن می گفت او دهانش سر می کرد و از همی او دهان سر کردن مقبول جان مه متوجه شدم که این مرد خدا احترام زیادی به زن جماعت قایل است. مه خو تنها آرزویم همی است که خدا زن آینده ی مقبول جان ره ازش نگیره و بمانه همی برادرمام ارمان به دل از دنیا نره.
اینروزا از مردم ده باری حقوق زن و مرد و بشر و حیوان و پرنده و چرنده و خزنده و ایطور چیزا زیاد شنیدیم مگم راستشه بخایین مه اصلاً نمی فامم که حقوق زن باید چی رقم بریش داده شوه که بد کسی نبیایه. یگان دفعه همی زن دومم زیاد سر و صدا میکنه که او مردکه تو حق مره نمیتی مه میرم شکایت می کنم. مام خدا شاهد است هرچی کوشش می کنم که کل حقشه بتم دلم میسوزه و غیر از یک چندتا مشت و لگد بیشتر بریش داده نمیتانم. خدا مره ببخشه که حق ننه ی اولادایمه کامل بریش داده نمیتانم......

و اختطامیه ی محفل با اشعار زیبای مرحوم نورعلی شتفل آبادی که متاسفانه بعد از اتمام محفل جان به جان آفرین تسلیم نمودند....

قهرت آمد بر زنت زن را مزن، من را بزن
شاعر گستاخ و پرگوی و شرافکن را بزن
مُشت زن بر گُرده ام تا پند گیرت آن زنت
چاقوی قهرت برآر این گوش و گردن را بزن
پند اگر نگرفت از لت خوردن بسیار من
نورعلی جان را رهان کن جان من، زن را بزن

****

نور چشم مرد روشندل، زن است
تکیه گاه مردم عاقل، زن است
آنکه در ســریال هـای خارجی
می نماید کومکِ عاجل، زن است

****

گه وزارت، گاه شاهی می کند
در همه جا خود نمایی می کند
می نماید روی خود بر مردمان
رو نمایک کی گدایی می کند؟

****

ارزش زن هرکه داند عاقل است
زن نه مفعولست و دائم فاعل است
آنکه میگوید که فاعل نیست او
از هنرهای نمودن غافل است

****

خلق نیروی ساختن دارند

بنده نیروی یاوه گفتن را

جمله سودای روز زن دارند

بنده سودای زن گرفتن را


بعد از پایان محفل با همان بانوی محترمه ی مکرمه یی که وجود مبارکشان باعث نادیده گرفته شدن سخنان عرض الدین نازنین گردید، همکلام گردیده، مصاحبه ی خیلی خیلی کوتاهی انجام دادیم تا بهانه یی گردد برای سخن های بعدی.

 -
شما خوشبختی را در چه می بینید؟
 -
در خواب!

سرعت رشد هورمون های زمان

عمر مارا سرعت نور است و روز و شاممان

میدود چون اسب تازی، بی لگام و بی عنان

چشم نابگشوده نوزادیم و کودک می شویم

سرعت رشدش بدانم یا که اشتاب زمان؟

بسکه ریزیم ذره بین باید بگیری دست خویش

تا ببندی چشم، قدها رفته تا رنگین کمان

پشم ها مو گشته و دزدیده ریشی چانه را

چوچه ی یکروزه گردیدست ناگه ماکیان

جیک جیک اش ناگهانی قُد قُد مستان شده

بیضه ی صد زرده دارد گوییا اندر میان

نوخط دیروزمان کو شَف نمی دانست چیست

رمز شفتالو همی گوید بوقت امتحان

کودکش دانند هنوز و زن طلب گردیده او

در میان خواستگاری پیر گردد آن جوان

بخت کوته بود و اینک عمر کوتاهی کند

وای از آن روزی که کوتاهی نماید آسمان

نیک گفتا شاعر مرحوم و کوته طالعی

"تنگ گشت ار قافیة، کوته بفرما داستان"

 

 

کم و کسری متن مان به کم و کسری وقتمان، کوتاهی شعر نمایمان به کوتاهی بخت مان، کم نویسی مان بر کم سوادی مان و جمله ی مشکلات تخنیکی در این شعر صبحگاهیمان ار ببخشایید دعا می نماییم تاریخ دقیق انتخابات بر شما معلوم گردد تا غافل نمانید.