مدیر مکتب جهلست و درس جنگ میداند فرنگ تشریف بردست و ز پهلوی تزار آید
الهی کور گردد هرکه از ما شعر می خواهد ستودن کی توان شاهی که مدحش با فشار آید
==================
در صورتیکه احساساتی گشته تصمیم به شهادت در چنین روز فرخنده ای را گرفتید دعای خیر خویش از ما دریغ نفرموده، شفاعت این میرزای مجهول الحال را نیز به گردن بگیرید.
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۶/۱۸ ساعت 20:10 توسط میرزا قلندرشاه ملامت
|
ما معمولاً علاقمندی ناچیزی به عملیاتهای نظامی، شبه نظامی و غیر نظامی نشان میدهیم، مگر تا جایی که بتوانیم این نشان دادن را داخل چوکات انجام میدهیم تا خدای نخواسته این نامحرمان آنجایی از علاقمندیمان که نباید را نبینند و در این پس پیری گور و ایمان مبارکمان خاکستر نگردد. منتها این کفارِ ملحدهِ تجاوزگرِ مستکبرِ متکبرِ از خود راضی و صدالبته دوستان جامعه ی جهانی و نازنین ملت همیشه در سنگرمان آنقدر به دیدن علاقمندی ما میل دارند که مجبوراً عطای گور و ایمان را بلقایش بخشیده تا میتوانیم به موضوع علاقمندی نشان میدهیم.
با اینکه میدانیم هیچیک از این عزیزان همیشه در زره زحمت ترجمه ی آثار گهربارمان به زبانهای جهانی را بخویش نخواهند داد، کم بد نیست چند موضوعی را در همینجا روشن فرموده جمیع سوء تفاهمات احتمالی در زمینه ی موضع گیری شخص شخیص خودمان را در نطفه بمباردمان نماییم تا فردای مبادا احدالناسی انگشت اشاره یا میانه ی خویش حواله ی چشم و گوشمان ننماید.
نکته نخست:
ما از اینکه هر از گاهی اشتباهاً و بدون هیچگونه قصد و غرضی چند عدد بمب ناقابل از طیاره های بدون سر و زیرنشین میهمانان نازنین و صد در صد دعوت شده ی مان لول خورده میزبانان مظلوم و ندرتاً طالبدوستمان را به اطلاع دوستان میرسانند بی اندازه از انسان بودن خویش پشیمانیم و ترجیعاً بجای سکوت در این زمینه به نزدیکترین باغ وحش مراجعه فرموده، انسان بودنمان را به اولین بوزینه قواله خواهیم داد... که ای کاش میشد!
نکته دوم:
ده نفر سرمه به چشم طالب نام دستان مبارکشان به بند چپلک خویشای گوسفندهای جناب پایه بلند هم نمی رسد، چه رسد به اینکه دو نفر پایه بلند را در طول عمر گهربار خویش از نزدیک زیارت فرموده روانه ی آن دنیا فرمایند. قضیه در مورد میهمانان نازنین مان هشتاد و یک و نیم بار مشکل تر است. یعنی هشتاد و یک و نیم نفر سرمه به چشم طالب نام دستان مبارکشان به بند کلوش فلان سرباز چایصاف نمی رسد، چه رسد به اینکه یک سرباز نازک بدن را تصادفاً از نزدیک مورد حمله ی انتحاری قرار داده صندوق پیچ به غرب صادر نمایند. در این میان تا دل و روده ی مبارک همین چند نفر سرمه به چشم طالب نام بخواهد دست مبارکشان به بند ایزار ملت همیشه در مصیبت می رسد و تا دل مبارکشان بخواهد مردم را روانه ی هرجایی که خواستند می فرمایند، منتها در فرستادن مردم به بهشت جانب احتیاط را نگهداشته فرض مثال همین ده نفر طالب در طول عمر گهربار خویش حداکثر پنجاه نفر را مقتول میسازند.
اینها را گفتیم تا حساب اوضاع دست غافلین که تعدادشان زیاد هم نیست بیاید.
حالا میهمانان نازنین برای از بین بردن همین ده عدد سرمه به چشم طالب نام ابتدا چند عدد سرباز ناقابل وطنی را دم تیغ داده کوشش به فتح مواضع می نمایند. در صورتیکه سربازان وطنی سر را بباد دادند. همین میهمانان مهربانتر از میزبان منطقه را بمباردمان نموده پنجاه نفر بی گناه را به خاک سیاه و سفید نشانده، پشم مبارک عالی جنابان سرمه به چشم طالب نام را هم از جایش تکان نمی دهند. ما از اینکه ارزش اقتصادی پنجاه افغان غیرنظامی مساویست با صفر اعشاریه صفر صفر یک سرباز زره پوش جهانی بازهم از انسان بودن خویش پشیمانیم و غیره...
نکته سوم:
در صورتیکه چشم جهان بین مان را بر روی مابقی الطاف میهمانان چایصافی، طالبی و غیره و غیره کور بیاندازیم و جمیع گناهان را به گردن خود ملت همیشه در سنگر بیاندازیم که چرا گاه و پگاه در جایی که نباید حضور داشته باشند حضور بهم می رسانند، در مقابل انتحارکنندگان جنت مکان سپر می گردند و مانع از غازی شدن این مرحومین میگردند بازهم چیزی هست که چشم کور هم در مقابلش حساسیت نشان میدهد:
برادرخوانده های مسلمان خودمان تکیه بر چوکی های اهدایی زده، میکروفون اهدایی را بکار انداخته فریاد میزنند: "عاملین کشتار غیرنظامیان باید محاکمه گردند" و هنوز صدای مبارکشان از حنجره های اهدایی برون نیامده است که بزرگان ضدتروریسم وعده ی تحقیق و تعقیب عاملین کشتار را صادر میفرمایند و تحقیقات مبارکشان علی الساعه آغاز می گردد. منتها... منتها هیچ بنی بشری علاقه یی به نتیجه ی تحقیقات نشان نمی دهد.
و ما از اینکه ملت همیشه در سنگرمان علاقه یی به نتایج تحقیقات نشان نمی دهد از افغان بودن خویش هم پشیمانیم و غیره.... نه اصلاً و غیره نمی شود... بناءً تذکره ی نداشته ی مان را با پست اکسپرس روانه ی ناکجا آباد می فرماییم.
نکته چهارم:
از اینکه در نظر سیاستمداران بجان برابرمان و نامزدان شیک پوش کرسی ریاست جمهوری علی الخصوص نازنینان پیشتاز و متقلب ارزش آرای هموطنان زنده، مرده، حاضر، غیرحاضر، موجود و ناموجود یکسان می باشد و در ماشین حساب مبارکشان رأی صفر با یک مساویست از موجودیت خویش هم پشیمانیم و در صورتیکه اعلام نتایج نهایی انتخابات به تاخیر نمی افتاد قالب خاکی وانهاده، مرغ روح مبارک را در قفسی مسین بدیوار این سرای می آویختیم... انا لله و انا الیه راجعون...
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۶/۱۵ ساعت 17:21 توسط میرزا قلندرشاه ملامت
|
کارشناسان محترم و محترمات امور انتخاباتیک در اقصا نقاط مختلف جهان، مخصوصاً شفتل آباد علیا (که باستان شناسان متعددی نقطه ی آغاز خلقت اش می نامند)*، نگرانی خویش را از تخلفات کم سابقه و شاید هم بی سابقه در انتخابات ابراز نموده خواستار رسیدگی به شکایات شاکیان محترم از جانب مراجع متکی بر قانون اساسی گردیدند. بنابر گزارشات رسیده از مرکز و ولایات کشور مراجع محترم قانونی به اتفاق جناب آقای قانونی تا اطلاع ثانوی نامرئی تشریف داشته، زیر بیرق بی طرفی مشغول چرت انتخاباتیک می باشند. همچنین گزارشات رسیده می فرمایند: در صورتیکه از بیرق مبارک بی طرفی صدایی برآید از این نازنینان نیز صدایی برخواهد خواست، که همانا باد باشد.
در چنین اوضاع سرنوشت سازی دست بردن در آراء ملت همچون دست بردن در لانه ی زنبور خطرهای جانبی بیشماری در پی دارد و صدالبته آنانکه کله ی مبارک خویش در کار انداخته از این عمل شنیع خودداری می فرمایند. نام نامی خویش را در تاریخ این سرزمین جاودان نموده، نام نیک را به نقد ریاست جمهوری می خرند. اما آنانکه بجای یک عدد کله ی کوچک دستگاه تقلب خویش بکار انداخته، نه تنها دست در لانه ی زنبور که در فلانجای جناب ملکه نیز می برند خطر چند عدد نیش ناقابل را نیز بجان شیرین خریده چندین خریطه مرحم ضد نیش با خویش حمل می نمایند.
گیریم میکروفون رقبا صدایش بلند گردد و نیش های زبانی از هرسو کله ی طاس متخلفین نازنین را نشانه گیرند. مگر شیرینی رئیس جمهور بودن و کلاه قره قلی بسر نهادن ارزش چند نیش ناقابل را ندارد؟ بدون شک دارد. اگر نداشت که کسی تخلف نمی کرد.
شاعر نازنینی در همین زمینه فرموده اند:
از فلک بی سُمبه کام دل نمی آید بدست
شهد خواهی آتشی زن لانه ی زنبور را.
با تکیه بر همین بیت شاعر، جناب "لالای کلان" زبان سه متری خویش بکار انداخته، ملت همیشه در سنگر را تهدید به آتش گرفتن لانه فرموده از نیش پرانی بیشتر منع می نمایند. ناگفته نماناد مراجع نازنین قانونی هنوز هم در بی طرفی کامل بسر برده تا لحظه ای که صاحب واقعی چوکی روشن نگردد دست به هیچ نوع اقدام بی طرفانه نخواهند زد.
ای بی طرف بکوش که صاحب طرف شوی کاری مکن که تیر غضب را هدف شوی راهیست راه عدل که بی یاری طرف در هر قدم جماع شوی تا تلف شوی
* در حوالی صبحدم روز دوشنبه تاریخ یکم ماه یکم از سال یکم، مطابق با سال چهار هزار و چند سال و چند ماه و چند روز و چند ساعت پیش از میلاد جناب مخلوق خاکی از حوالی مسجد حاجی پنبه دوز شفتل آباد شروع به پیشروی بسوی تمدن فرمودند. ابزار بجامانده از ایشان بیانگر قدمت تاریخی این سرزمین تمدن شناس می باشند که بکوری چشم دشمنان هنوز کشف نگردیده اند.
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۶/۰۲ ساعت 0:28 توسط میرزا قلندرشاه ملامت
|
اینجانب داکتر انجنیر استاد میرزا ملامت، متولد شهر ویرجینیای ولایت پاریس افغانستان در سال 1350 هجری میلادی در سن 0 سالگی بدنیا آمدم. با ورود نیروهای بیگانه و بیگانه نمایان به کشور عزیزم افغانستان از آنجا به خارج از کشور مهاجرت کرده و تحصیلات کودکستان و ابتدائیه را در مکتب شهید جان اف. کندی شهر هامبورگ انگلستان به اتمام رسانیده دکترای حقوق خویش را کسب نمودم و مدت دوازده سال پربار با گارسونی در رستورانتهای مختلف به جامعه ی جهانی خدمات فراوانی نمودم. پس از دوازده سال کار بعنوان گارسون رستورانت اکنون در نظر دارم با راه اندازی "حزب شفتل خواهان" به کار سیاست پلاستیکی بپردازم و بدنوسیله دین خود را نسبت به وطن عزیزم افغانستان ادا نمایم، تا باشد فرزندانی آواره تر از من به جامعه ی جهانی تقدیم نماید.