هنوز هم نیمه ی بالغ شفتل آباد
علیا، که به قول آگاهان امور فخرشناسی و فخرفروشی مهد آزادمردان تأریخ بوده و هست،
موفق به حل چنین معمایی نگردیده اند. اما خود بابه صادق قیچ و بنده ی سراپا تقصیر
پس از کاوش های بیشماری در میان ریشه های در حال پوسیدن شجره نامه ی نامبرده
(همانا بابه صادق خودمان) جواب دندانشکنی به جمیع رقبای انتخاباتی و ملت همیشه در
سنگر شفتل آباد صادر می فرماییم تا آیندگان این سرزمین مارا نیز در لیست اشیاء
قابل افتخار خویش درج گردانند.
ملت دسته دسته از سراسر شفتل آباد،
مناطق چپ و راست و بالا و پایین گرد هم می آیند تا شاهد گشوده شدن این راز باشند.
همین چند لحظه پیش نماینده ی گداگشنه های لوده آباد سفلی با در دست داشتن کم از کم
دوازده هزار و ششصد کارت رأی دهی به حضورمان مشرف گردید. شرط بدست آوردن رأی ایشان
هم جواب گفتن به همین معما بود. با این حساب در صورت جواب گفتن به چنین سوالی
کاندید نازنین مان بابه صادق قیچ دوازده هزار و ششصد رأی به خانه ی ملت نزدیکتر می
گردند.
نمیدانم کدامین نابغه یی در گوشمان
زمزمه نمود. شاید کار رقبا و یا نماینده ی خاص جناب شیطان بود. هر که باشد هدف
خیری نداشت و انتظار نداشته است که ملت بیدارمان چنین آگاهانه در مقابل شعاری
آنچنانی اقدام نموده برای نخستین بار سوال بفرمایند. بنده مطمئن هستم میخواسته اند
بیدار بودن این ملت و حاضرجوابی ما را به امتحان بگذارند تا اگر یکی از اینان بلغزد
بابه صادق قیچ از بام وکالت بیافتد و در پی اش این میرزای بی دفتر و دوات از نان
خوردن. بله، دشمنان و رقبای بابه صادق و این سرزمین با نفوذ به کمپاین تبلیغاتی
بابه صادق شعاری اینچنین به همه ی هواداران ایشان وارد فرمودند:
"کار در عمل نه در گفتار"
"خدمت به مردم میراث پدارن
ماست!"
با انتشار این شعار در زیر پورتریت
دستکاری شده ی بابه صادق قیچ که بجای مخاطب کلوش های ایشان را نظاره می کند و نقل
و قول های آنچنانی توسط دیگران، محرکه ی بابه صادق روز به روز رنگینتر گردید. با
اینکه بجای پپسی و کوکاکولا به ملت آب زردک می نوشانیم و بجای کوفته چلو، پیاوه ی
کچالو در دسترخوان می گذاریم بزممان رنگینتر از کمپاین جمیع رقبا بوده و هست.
اکثراً هم بجای سخنرانی بابه صادق نازنین مان با هنرنمایی سر ملت را گرم میدارند و
در آخر با اظهار علاقه ی خویش به ملت، شعار را در قالب شعر بیان می نمایند:
بیدار باد ملت پر اقتدار ما
باشد همیش رأی شما در کنار ما
من کار در عمل نه به گفتار میکنم
خدمت کنم! بگیرد اگر کار و بار ما
اجداد من که خدمت ملت نموده اند
بستند نام خویش به بند شعار ما
تا همین چند روز پیش هم خبری از
بیداری ملت نبود و هیچکس انگشت انتقادی بسوی شعار با وقار ایشان بلند نکرده بود.
پریروز که با نماینده ی خاص کمپاین ایشان در قریه ی "گوسفندکش" صحبت می
نمودیم برای نخستین بار از ماجرا آگاهی یافتیم. ملت پیشرفت نموده اند. در ذهنشان سوال
ایجاد می شود و مشتاق دانستن نام و نشانی اجدادی هستند که خدمت به مردم از ایشان
به ارث مانده است. می خواهند بدانند اجداد بابه صادق نازنین مان چه خدمتی در حق
این ملت نموده اند. حالا که جوابش را داریم به مطرح کنندگان این سوال، هرچند
میدانیم رقبای بابه هستند، صد آفرین می گوییم و از ایشان بخاطر طرح چنین سوالی
هزاران بار تشکری نموده به زبان حال می گوییم: ....بگذریم!
با در نظرداشت این نکته که رأی ملت
بستگی به پاسخگویی به این خواهش دارد اینجانب به نمایندگی از جمیع دست اندرکاران
کمپاین بابه صادق قیچ، پیشینه ی خدمت در خانواده ی ایشان را حضور انورتان عرض می دارم.
جد بزرگوار ایشان فیضوی دلاک مشهور
به "صدرالدلاکان"، نود و هشت سال عمر گهربار خویش را صرف خدمت به ملت
همیشه در سنگر نمودند. ایشان که از زمان طفولیت در فنون اصلاح موی، اصلاح ریش،
اصلاح پشم و سنت نمودن اطفال و بزرگان مهارت خاصی داشتند سالها به تک تک باشندگان
این سرزمین خدمات شایانی نمودند. از جمله افتخارات بیاد ماندنی ایشان همانا اصلاح
موی ندانمگاه شاه مرحوم بیدارشاه خوابگرد می باشد که در سال 1240 هجری خورشیدی به
قصر تابستانی خویش در شفتل آباد علیا تشریف آورده بودند. با شنیدن شهرت فیضوی دلاک
طالب حضور گردیده از ایشان خواهان اصلاح موی گردیدند. از آنجاییکه شاه مرحوم مویی
در سر نداشتند محترم فیضوی دلاک آنچنان امور ندانم گاه ایشان را رتق و فتق دادند
که مفتخر به دریافت لقب "صدرالدلاکان" گردیدند.
همینطور قبله گاه محترم بابه صادق
قیچ جناب "رییس القیچی فی الناف جمیع الملت دائماً فی السنگر" که پیش از
دریافت این لقب توسط صدر اعظم وقت لقب ساده ی "مفلس شاه چیز بریده" را
برگزیده بودند با پیروی از راه و روش چند صد ساله ی نیاکان خویش خدمات شایانی به
سر و کله و فلان ملت نمودند. ایشان در سال 1309 هجری به مخالفت با استبداد والی
آنزمان برخواسته از اصلاح موی یگانه فرزند والی مذکور سر باز زدند که این عمل قهر
و غضب والی ظالم را بر انگیخت و به امر والی نامبرده چیز ایشان را از بیخ و بن
بریدند. چند سال بعد صدر اعظم وقت با در نظرداشت سابقه ی سیاسی و خدمات فراوان،
ایشان را مفتخر به دریافت لقب "رییس القیچی..." گردانیدند.
با در نظرداشت چنین سابقه یی
میتوان دید خدمت به مردم از اجداد کاندید محترم بابه صادق قیچ به ایشان میراث
مانده است. ایشان نیز مانند اجداد خویش از طفولیت خدمات ارزنده یی به این ملت
نموده اند. بطور مثال میتوان به جرئت گفت که همین رییس جمهوری فعلی مان نیز از زیر
تیغ کاندید حاضر رد شده اند و اسرار زیر تنبانی شان نزد بابه صادق محفوظ می باشد.
ایشان همیشه در عمل خدمت نموده اند و هیچگاهی همچون فلان کاندید دیگر به گفتار و
ادعای خالی اکتفا نکرده اند. اجداد خدمتگذار فرزندان خدمتگذارتری به جامعه ارائه
میدارند که با رفتن به خانه ی ملت تعداد خدمات خویش را ضرب هشتاد و نه هزار می
نمایند. رأی شما عزیزان ضامن خدمتگذاری بابه صادق قیچ خواهد بود!
والسلام
--------------------------------------------------------------
نوت:
دوست فضولی که موی در ماست می
پالند و فوق العاده هم منحرف تشریف دارند پرسیده اند که اگر فلان محترم "رییس
القیچی فی الناف جمیع ملت دائماً فی السنگر" را در سال 1309 به امر والی وقت
بریدند پس چگونه جناب کاندید محترم امروزمان در سال 1332 به دنیا آمدند؟
نخست از همه انحراف خود ایشان و
سوال ایشان را ندیده گرفته از ایشان میخواهیم بابت چنین سوالی دو قوطی خجالت بکشند
که چنین سوالاتی هدف خدمت به ملت را در بابه صادق نازنین قویتر می گردانند. و اما
بعد... بابه صادق قیچ از پدر به دنیا نیامده اند و مادرشان بی بی خاتون گردن شکن
همین حالا هم زنده تشریف دارند. پس سوال ایشان در اصل بی معنی می باشد. چشم
استبدادگران کور که بی سوادان فضول را به پرسیدن می گمارند. اما انحراف این دوست
که دیگر عزیز هم نیست در آنجاست که چیز را به تولد و تناسل ربط داده اند. منظور ما
از چیز بریده، گوش بریده بوده است که در قدیم بخاطر رعایت عفت کلام گوش را نیز چیز
می نامیدند. مثل امروزی ها که بی تربیت و منحرف نبودند.