سرعت رشد هورمون های زمان
میدود چون اسب تازی، بی لگام و بی عنان
چشم نابگشوده نوزادیم و کودک می شویم
سرعت رشدش بدانم یا که اشتاب زمان؟
بسکه ریزیم ذره بین باید بگیری دست خویش
تا ببندی چشم، قدها رفته تا رنگین کمان
پشم ها مو گشته و دزدیده ریشی چانه را
چوچه ی یکروزه گردیدست ناگه ماکیان
جیک جیک اش ناگهانی قُد قُد مستان شده
بیضه ی صد زرده دارد گوییا اندر میان
نوخط دیروزمان کو شَف نمی دانست چیست
رمز شفتالو همی گوید بوقت امتحان
کودکش دانند هنوز و زن طلب گردیده او
در میان خواستگاری پیر گردد آن جوان
بخت کوته بود و اینک عمر کوتاهی کند
وای از آن روزی که کوتاهی نماید آسمان
نیک گفتا شاعر مرحوم و کوته طالعی
"تنگ گشت ار قافیة، کوته بفرما داستان"
کم و کسری متن مان به کم و کسری وقتمان، کوتاهی شعر نمایمان به کوتاهی بخت مان، کم نویسی مان بر کم سوادی مان و جمله ی مشکلات تخنیکی در این شعر صبحگاهیمان ار ببخشایید دعا می نماییم تاریخ دقیق انتخابات بر شما معلوم گردد تا غافل نمانید.
اینجانب داکتر انجنیر استاد میرزا ملامت، متولد شهر ویرجینیای ولایت پاریس افغانستان در سال 1350 هجری میلادی در سن 0 سالگی بدنیا آمدم. با ورود نیروهای بیگانه و بیگانه نمایان به کشور عزیزم افغانستان از آنجا به خارج از کشور مهاجرت کرده و تحصیلات کودکستان و ابتدائیه را در مکتب شهید جان اف. کندی شهر هامبورگ انگلستان به اتمام رسانیده دکترای حقوق خویش را کسب نمودم و مدت دوازده سال پربار با گارسونی در رستورانتهای مختلف به جامعه ی جهانی خدمات فراوانی نمودم. پس از دوازده سال کار بعنوان گارسون رستورانت اکنون در نظر دارم با راه اندازی "حزب شفتل خواهان" به کار سیاست پلاستیکی بپردازم و بدنوسیله دین خود را نسبت به وطن عزیزم افغانستان ادا نمایم، تا باشد فرزندانی آواره تر از من به جامعه ی جهانی تقدیم نماید.