عمر مارا سرعت نور است و روز و شاممان

میدود چون اسب تازی، بی لگام و بی عنان

چشم نابگشوده نوزادیم و کودک می شویم

سرعت رشدش بدانم یا که اشتاب زمان؟

بسکه ریزیم ذره بین باید بگیری دست خویش

تا ببندی چشم، قدها رفته تا رنگین کمان

پشم ها مو گشته و دزدیده ریشی چانه را

چوچه ی یکروزه گردیدست ناگه ماکیان

جیک جیک اش ناگهانی قُد قُد مستان شده

بیضه ی صد زرده دارد گوییا اندر میان

نوخط دیروزمان کو شَف نمی دانست چیست

رمز شفتالو همی گوید بوقت امتحان

کودکش دانند هنوز و زن طلب گردیده او

در میان خواستگاری پیر گردد آن جوان

بخت کوته بود و اینک عمر کوتاهی کند

وای از آن روزی که کوتاهی نماید آسمان

نیک گفتا شاعر مرحوم و کوته طالعی

"تنگ گشت ار قافیة، کوته بفرما داستان"

 

 

کم و کسری متن مان به کم و کسری وقتمان، کوتاهی شعر نمایمان به کوتاهی بخت مان، کم نویسی مان بر کم سوادی مان و جمله ی مشکلات تخنیکی در این شعر صبحگاهیمان ار ببخشایید دعا می نماییم تاریخ دقیق انتخابات بر شما معلوم گردد تا غافل نمانید.