بدون پی نوشت!!!
دوش گوزیدی به گوشم لیک یادت رفته بود
پیش ازین صدبار دیگر نیز بادت رفته بود
پرده ی گوشم گواهی داد در هنگام خواب
زآنچه بر او زان صدای نامرادت رفته بود
اوستاد وقت خود بودی ولی از بخت بد
دوش "او"یت مانده بود و سین و تادت رفته بود
آنچنان سازی زدی کز جزبه اش مرغ هنر
بهر کشف خویش در عُمق سوادت رفته بود
بنده و صد همچو من در انتظار داوری
چون کمربندت گشودی عدل و دادت رفته بود
ای هنربند عزیز! ای مند ها در بند تو
مند را آتش زدی دیشب که بادت رفته بود
روح خر جانا مگر اندر نهادت رفته بود؟
پیشواز صوت آن چیز گشادت رفته بود
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۹/۲۲ ساعت 18:57 توسط میرزا قلندرشاه ملامت
|
اینجانب داکتر انجنیر استاد میرزا ملامت، متولد شهر ویرجینیای ولایت پاریس افغانستان در سال 1350 هجری میلادی در سن 0 سالگی بدنیا آمدم. با ورود نیروهای بیگانه و بیگانه نمایان به کشور عزیزم افغانستان از آنجا به خارج از کشور مهاجرت کرده و تحصیلات کودکستان و ابتدائیه را در مکتب شهید جان اف. کندی شهر هامبورگ انگلستان به اتمام رسانیده دکترای حقوق خویش را کسب نمودم و مدت دوازده سال پربار با گارسونی در رستورانتهای مختلف به جامعه ی جهانی خدمات فراوانی نمودم. پس از دوازده سال کار بعنوان گارسون رستورانت اکنون در نظر دارم با راه اندازی "حزب شفتل خواهان" به کار سیاست پلاستیکی بپردازم و بدنوسیله دین خود را نسبت به وطن عزیزم افغانستان ادا نمایم، تا باشد فرزندانی آواره تر از من به جامعه ی جهانی تقدیم نماید.