شستن دستها
بیا جانا که دستت را بشویم
ز حق الزحمة و از مال دنیا
وگر ناشسته باشد دست و پایت
شوی یکسر خر آمال دنیا
از آنجاییکه ما در تجلیل مناسبت های مختلف جهانی، آسمانی، وطنی و منطقوی مانند روز جهانی مبارزه با بیل و کلنگ، روزنامه خوانی، قطره چکان بینی،بیکاری، اشتها و غیره از جمله جهانیان پیشی گرفته ایم خیلی هم بیجا نیست از روز فرخنده یی چون روز جهانی شستن دست و پا با صابون نیز تجلیل بعمل آورده از بسیاری چیزها دست بشوییم.
به همین مناسبت فرخنده ملا قندالدین خربنده از قوطی نسوار اصل پیشاوری خویش که توسط چلی ناباب اش به سرقت رفته بود، دست شست. اهالی شریف شفتل آباد علیا به محض مطلع شدن از این روز نازنین، به اهالی شفتل آباد سفلا پیشنهاد دست شستن از جیره ی آب روزانه ی شان را دادند که بدلیل نبودن آب برای شستن دستها مورد قبول واقع نگردیده به خشونت انجامید. قابل یادآوریست که در گیر و دار همین مراسم خونبار، که البته مقصر اصلی آن اهالی شفتل آباد سفلا میباشند، دو عراده بایسکل چینایی، یک دست پطنوس نیکلی اعلاء، سه دست چاینک، دوازده دست کاسه کلالی، یک شیشیه روغن مخصوص مالش گردن و مقدار هنگفتی پول نقد توسط اهالی قریه های اطراف به سرقت رفت که بدینوسیله جمله اهالی شریف شفتل آباد سفلا از تمامی موارد نامبرده، دست شستند.
در سطح ولسوالی جمله موظفین کلینیک حیوانی شفتل آباد از معاش چهارماهه ی خویش دست و پا شسته، دست به اعتصاب غذا زدند که پس از یورش نیروهای گشنگی و شکستن سد شکم به پایان رسید.
بنابر گزارشات رسیده از مرکز، چندی از وزرای محترم کابینه نیز ظاهراً از شغل شریفشان دست شسته تصمیم به افتتاح "حزب اسلامی وزرای مرخص شده" گرفتند تا پس از رد صلاحیتشان توسط وکلای انتخابی، انتصابی ملت همیشه در سنگر به کارهای سیاسی مشغول گردیده دستان شسته ی شان به جاهایی بند گردد.
ماما جلندر الکین فروش نیز با آگاهی از اوضاع احوال مملکت و دست شستن گرسنگان، سیران و دیگر عزیزان از هرچیزی، با کمال افتخار و فروتنی از جاروی اصل مزاری خویش که چندی قبل همسایه دوکانش مقبول جان استانبولی به امانت گرفته بود دست شسته مقدار ناقابلی دشنام نثار ارواح جد و آباد فرد مذکور نمود. در همین راستا بابه صادق قیچ که برای میانجیگری در میان این دو همسایه ی قدیمی داخل ماجرا گردیده بود پس از اصابت مشت اشتباهی مقبول جان استانبولی به دهانش، از جمله دندانهای مصنوعی خویش دست شست. گدایان بازار از ترس جان و مال خویش با کمک اسپندیان عزیز از غریبی روزانه ی خویش دست شسته به همان مقدار ناچیزی که کاسبی فرموده بودند اکتفا نموده، فرار را برقرار ترجیع داده، این روز خجسته را کنار خانواده ی گرامی به تماشای مسابقه ی دست شستن در تلویزیون ملی پرداختند.
صابونهای باقیمانده از این روز توسط هیئت رهبری و اعضای محترم کابینه جمع آوری گردیده برای روز مبادا ذخیره گردید تا در هنگام پلان های انکشافی آینده بجان ملت همیشه در سنگر بمالند.
بنده طی گفتگوی کوتاهی که در باب همین روز با یکی از دوستان داشتم به این نتیجه رسیدیم که ملت همیشه در سنگر باید پس از شستن دست و پا از روز جهانی غذا نیز تجلیل بعمل آورده اگر میتوانند، تا میتوانند بخورند. زیرا روز سوم همانا روز خوابیدن باشد و ما که سالهاست خفته ایم احتیاجی به تجلیل چنین روزی نداشته میتوانیم با خیال راحت مصروف بازسازی کشور عزیز خویش گردیم. تحریر یافته در ساعت لعنت به شیطان توسط میرزا ملامت بیخواب
اینجانب داکتر انجنیر استاد میرزا ملامت، متولد شهر ویرجینیای ولایت پاریس افغانستان در سال 1350 هجری میلادی در سن 0 سالگی بدنیا آمدم. با ورود نیروهای بیگانه و بیگانه نمایان به کشور عزیزم افغانستان از آنجا به خارج از کشور مهاجرت کرده و تحصیلات کودکستان و ابتدائیه را در مکتب شهید جان اف. کندی شهر هامبورگ انگلستان به اتمام رسانیده دکترای حقوق خویش را کسب نمودم و مدت دوازده سال پربار با گارسونی در رستورانتهای مختلف به جامعه ی جهانی خدمات فراوانی نمودم. پس از دوازده سال کار بعنوان گارسون رستورانت اکنون در نظر دارم با راه اندازی "حزب شفتل خواهان" به کار سیاست پلاستیکی بپردازم و بدنوسیله دین خود را نسبت به وطن عزیزم افغانستان ادا نمایم، تا باشد فرزندانی آواره تر از من به جامعه ی جهانی تقدیم نماید.