کور و کر می خواهمت نی کور و نی کر می شوی

همچو درد بی دوا هر لحظه بدتر می شوی

در قفس می خواهمت، اینجا و آنجا می پری

کی چو مرغان قفس بی بال و بی پر می شوی؟

می گشایی تا دهن صد خانه ویران می شود

وای از آنروزی که بر بالای منبر می شوی

چشم می بندی و آنگه می گشایی سفره ات

آنقدر می نالی تا خود همچو اخگر می شوی

گاه با انسان بجنگی، گاه با شیطان شوم

گاه هم در جنگ با هندو و کافر می شوی

می فریبی خاصه با حرف گزافت مردمان

در نگاه جمله همچون ماه و اختر می شوی

از سخن آگه نه، اینک خود سخنرانی کنی

لایق رهرو شدن ناگشته، رهبر می شوی

کیف کن! قرتک بزن! هر آنچه می خوای بکن

تا ملت از خواب برخیزد توانگر می شوی

 

 

تقدیم به فتنگران امروز که بدون شک رهبران فردایند و آینده سازان فردا و پس فردا که نان به نرخ روز خوردن امریست بسا ضروریتر از حد لزوم.