کاندید شو
کاندید شو! کاندید شو! آدم حسابت می کنم
یک شب اگر نانم دهی من انتخابت می کنم
عکست به هرجا می زنم، صد حرف بیجا می زنم
دل را به دریا می زنم رهبر خطابت می کنم
داد از نکوخواهی بزن، گو جمله نیکو می شود
امیدوارم ار کنی، پا در رکابت می کنم
بر سر کلاهت می کنم، گل فرش راهت می کنم
با زنده باد و زنده باد هرشب بخوابت می کنم
کاندید شو! کاندید شو! پیغامبر امید شو!
در بیر و بار و کش مکش من انتخابت می کنم
یک شب اگر نانم دهی من انتخابت می کنم
عکست به هرجا می زنم، صد حرف بیجا می زنم
دل را به دریا می زنم رهبر خطابت می کنم
داد از نکوخواهی بزن، گو جمله نیکو می شود
امیدوارم ار کنی، پا در رکابت می کنم
بر سر کلاهت می کنم، گل فرش راهت می کنم
با زنده باد و زنده باد هرشب بخوابت می کنم
کاندید شو! کاندید شو! پیغامبر امید شو!
در بیر و بار و کش مکش من انتخابت می کنم
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۱/۱۶ ساعت 4:28 توسط میرزا قلندرشاه ملامت
|
اینجانب داکتر انجنیر استاد میرزا ملامت، متولد شهر ویرجینیای ولایت پاریس افغانستان در سال 1350 هجری میلادی در سن 0 سالگی بدنیا آمدم. با ورود نیروهای بیگانه و بیگانه نمایان به کشور عزیزم افغانستان از آنجا به خارج از کشور مهاجرت کرده و تحصیلات کودکستان و ابتدائیه را در مکتب شهید جان اف. کندی شهر هامبورگ انگلستان به اتمام رسانیده دکترای حقوق خویش را کسب نمودم و مدت دوازده سال پربار با گارسونی در رستورانتهای مختلف به جامعه ی جهانی خدمات فراوانی نمودم. پس از دوازده سال کار بعنوان گارسون رستورانت اکنون در نظر دارم با راه اندازی "حزب شفتل خواهان" به کار سیاست پلاستیکی بپردازم و بدنوسیله دین خود را نسبت به وطن عزیزم افغانستان ادا نمایم، تا باشد فرزندانی آواره تر از من به جامعه ی جهانی تقدیم نماید.