کلاف سرگم
مردمان عمری پی کلاف سرگم میروند
گاه هم سر را گرفته از پی دم میروند
گاه هم سر را گرفته از پی دم میروند
شاهدان کو رازها دانند پشت پرده را
جیبها خاریده با آواز و غُم غُم میروند
قوطی نسوار ملی خالی از همبستگیست
پاکت سگرت گرفته نزد مردم میروند
واردات مار افعی سود چندانی نداشت
چنته را خالی نموده پشت گژدم میروند
ناز خر باید کشید اما خران جو پرست
جو همی گویند و خود در چُرت گندم میروند
گیجشان کردست بوی گند رسواییشان
همچو اسب گیج علی جان جمله سرسُم میروند
بینی مان دور اول کنده شد از بیخ و بُن
گوشمان بگرفته اکنون دور دوم میروند
طبع شاعر اندرینجا قافیه قی کرد و رفت
زان سبب ایشان بسیر ماه و انجم میروند
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۷/۲۷ ساعت 22:55 توسط میرزا قلندرشاه ملامت
|
اینجانب داکتر انجنیر استاد میرزا ملامت، متولد شهر ویرجینیای ولایت پاریس افغانستان در سال 1350 هجری میلادی در سن 0 سالگی بدنیا آمدم. با ورود نیروهای بیگانه و بیگانه نمایان به کشور عزیزم افغانستان از آنجا به خارج از کشور مهاجرت کرده و تحصیلات کودکستان و ابتدائیه را در مکتب شهید جان اف. کندی شهر هامبورگ انگلستان به اتمام رسانیده دکترای حقوق خویش را کسب نمودم و مدت دوازده سال پربار با گارسونی در رستورانتهای مختلف به جامعه ی جهانی خدمات فراوانی نمودم. پس از دوازده سال کار بعنوان گارسون رستورانت اکنون در نظر دارم با راه اندازی "حزب شفتل خواهان" به کار سیاست پلاستیکی بپردازم و بدنوسیله دین خود را نسبت به وطن عزیزم افغانستان ادا نمایم، تا باشد فرزندانی آواره تر از من به جامعه ی جهانی تقدیم نماید.